![]() |
![]() |
|
| بازاریابی شبکه ای صنايع دستي |
|
هدف داشتن یکی از مقوله های جدی برای موفقیت در زندگی به شمار می رود و معمولا تمام افراد در زندگی خود هدفی هر چند سطحی و مبهم دارند که برای رسیدن به ان تلاش می کنند در حقیقت رسیدن به هدف احساس موفقیت در فرد بوجود می آورد. ما نیز هر کدام اهدافی داریم که آن را به صورت مکتوب در آورده ایم اما نکته اینجاست که چرا برخی از ما به اهداف خود می رسیم و گروهی دیگر (اغلب) از رسیدن به اهداف خود باز می مانیم ؟ در زیر به تعدادی از مهمترین مواردی که ما را از رسیدن به اهدافمان باز می دارد اشاره می شود: ۱ـ خود و تواناییهای خود را باور نداریم: بسیاری از ما به دلیل داشتن تجربه مواجه شدن با موانع در راه رسیدن به اهداف قبلی باور کرده ایم که نمی توانیم کارهای دشوار را انجام دهیم یا به اهداف خود برسیم .بنا براین برای رسیدن به اهداف باید نگرش خود را تغییر داده و ابتدا در ذهن خود (یعنی به طور مجازی) موفق به رسیدن آن هدف شویم وسپس به دنبال رسیدن به ان هدف در شرایط حقیقی باشیم. ۲ـ اهداف ما اهداف واقعی ما یا همان اشتیاق های سوزان نمی باشند: تعدادی از ما نیز در قسمت اول مشکلي نداریم یعنی این باور در ما ایجاد شده است که ما می توانیم ولی به دلیل این که اهداف انتخاب شده سطحی هستند و اشتیاق های سوزان نمی باشند نمی توانیم به آن هدف برسیم چون حاضر نیستیم برای آن تلاش کنیم و وقت بگذاریم و از استراحت خود بگذریم. ۳ـ برای رسیدن به هدف فکر نمی کنیم تا راه مناسب را بیابیم: همانطور که می دانید برای رسیدن به هدف باید از مراحل خاصی عبور کرد یعنی رسیدن به هدف نیازمند پشت سر گذاشتن راهی مناسب است که به هدف ما منتهی می شود بنابراین برای انتخاب راه باید دقت کافی داشت و در مورد آن به اندازه کافی فکر کرد وسپس آن را انتخاب نمود. همچنین مسایل ومشکلات آن راه باید بررسی شده و راه کار هایی برای آن ها اندیشیده شود. ۴ـ پشتکار کافی نداریم و فکر می کنیم که باید آن را به آسانی به دست آوریم: برای رسیدن به یک اشتیاق سوزان باید مانند یک جنگجو مبارزه کنیم و از سختی ها نیز هراسی نداشته باشیم . باید هر بار که شکست خوردیم بار دیگر با قوت بیشتر به سوی هدف خود حرکت کنیم. 5- به اندازه کافی صبر نداریم: رسیدن به اهداف نیازمند صبر می باشد و بنا براین باید صبور و با حوصله باشیم گاهی اوقات ممکن است در چند قدمی رسیدن به هدف آن را از دست بدهیم. دوستان گرامی : فیلم پاپیون فیلمی است که در زمینه هدف و تعهد به آن می باشد پیشنهاد مي شود آن را مشاهده کنید. چيزی رو بگو که بتونی بنويسی . چيزی رو بنويس که بتونی امضا کنی . چيزی رو امضا کن که بتونی بهش عمل کنی و در غير اين صورت نه چيزی رو بنويس و نه امضا در پای نوشته ای بزار . به هدف هايي كه روي كاغذ نوشتيم فكر كنيم. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 19 دی1387ساعت 23:59 توسط |
|
|
بیل گیتس ثروتمندترین مرد جهان است که 11 سال متوالی برنده این عنوان بوده و دارایی او در حدود 51 میلیارد دلار تخمین زده می شود. گیتس در سن 43 سالگی ثروتمندترین مرد جهان بود. او از سن 20 سالگی تاکنون رئیس شرکت مایکروسافت بوده است که ارزش آن چیزی در حدود 50 بیلیون دلار است. گیتس با دگرگونى مایكروسافت و تبدیل آن به یك بازیگر مهم در صنعت كامپیوتر و استفاده از جایگاه برتر جدید براى ایجاد بسترى جهت رشد خیلى زیاد در برنامههاى كاربردى فكر خود را به منصه ظهور گذاشت. گیتس از همان ابتدا و خیلى زود دریافت كه اگر بخواهد فكرش را به نتیجه برساند، لازم و ضرورى است كه یك استاندارد صنعتى ایجاد شود. او همچنین مىدانست كه اگر هركسى زودتر و قبل از همه به آنجا برسد فرصت و شانس مهمترى براى داشتن قدرت در صنعت كامپیوتر خواهد داشت. ثروت گیتس به اندازه ای است که خارج از درک ما است و این خود هم مایه رشک ما است و هم کنجکاوی ما را بر می انگیزاند. اما آنچه مهم می نماید شیوه کسب و کار گیتس است که در آن گیتس به مدیران هشدار مى دهد؛ «به همه کسب و کارها هشدار می دهم که حتی اگر تاکنون در صنعت خود بی رقیب هستید، ممکن است به زودی مورد هجوم بازیگران داد و ستد اینترنتی قرار بگیرید!» در واقع گیتس پدیده قرن بیستم یعنی بزرگترین غول کامپیوتری است که طلوع برق آسای وی همراه با شهرت و اقبالش، موید ظهور یک نظم تجارت جهانی جدید است. گیتس در شیوه كسب و كار خود به مدیران توصیه مى كند كه با «الگوى زندگى اینترنتی» آشنا شوند؛ « دستهاى خود را بكار اندازید! بایستى با پست الكترونیك و دیگر ابزار دیجیتالى كار كنید و با روش كار آنها خوب آشنا شوید. باید به چشم ببینید كه «سایت» اینترنتى رقیبان چگونه است. بایستى خود از كاربران اینترنت گردید؛ چندین كتاب در این زمینه بخوانید و سفر با شبكه جهانى را آغاز كنید!» توصیه اول.... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 15 دی1387ساعت 22:27 توسط |
|
|
روزي مرد كوري روي پلههاي ساختماني نشسته بود و كلاه و تابلويي را در كنار پايش قرار داده بود. روي تابلو خوانده ميشد: "من كور هستم لطفا كمك كنيد" روزنامهنگار خلاقي از كنار او ميگذشت. نگاهي به او انداخت. فقط چند سكه در داخل كلاه بود. او چند سكه داخل كلاه انداخت و بدون اينكه از مرد كور اجازه بگيرد تابلوي او را برداشت، آن را برگرداند و اعلان ديگري روي آن نوشت و تابلو را كنار پاي او گذاشت و آنجا را ترك كرد. عصر آن روز، روزنامهنگار به آن محل برگشت و متوجه شد كه كلاه مرد كور پر از سكه و اسكناس شده است. مرد كور از صداي قدمهاي او، خبرنگار را شناخت. از او پرسيد كه بر روي تابلو چه نوشته است؟ روزنامه نگار جواب داد: "چيز خاص و مهمي نبود، من فقط نوشته شما را به شكل ديگري نوشتم" و لبخندي زد و به راه خود ادامه داد. مرد كور هيچوقت ندانست كه او چه نوشته است ولي روي تابلوي خوانده مي شد: "امروز بهار است، ولي من نميتوانم آن را ببينم" شرح حكايت : وقتي كارتان را نميتوانيد پيش ببريد استراتژي خود را تغيير بدهيد. خواهيد ديد بهترين ها ممكن خواهد شد. باور داشته باشيد هر تغيير بهترين چيز براي زندگي است. حتي براي كوچكترين اعمالتان از دل، فكر، هوش و روحتان مايه بگذاريد.
به امید فرداهایی بهتر برای تمام ارمغانی های ایران زمین |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 10 دی1387ساعت 1:20 توسط |
|
|
فیلسوف بزرگ یونانی، ارشمیدس گفته است : « یک اهرم با طول کافی و جای مناسب برای ایستادن به من بدهید آنوقت من زمین را هم حرکت خواهم داد » هفت نوع اهرم وجود دارد : 1- دانش دیگران: نخستین اهرم، اهرم دانش دیگران است. انسان های موفق مانند صفحه رادار عمل می کنند، بررسی افق های زندگی شان ، جستجو در کتاب ها، مجله ها، نوارها، مقاله ها و کنفرانس ها برای یافتن ایده ها و الهاماتی هستند که آنها را در دست یابی سریع تر به هدفهایشان یاری دهد. 2- انرژی دیگران: دومین اهرم، استفاده از انرژی دیگران است. انسان های بسیار مؤثر همواره به دنبال راه هایی برای واگذاری و ارجاع کارهای کم ارزش به دیگران هستند . 3- پول دیگران: سومین اهرم، پول دیگران است. توانایی وام گرفتن از منابع مالی دیگران به شما امکان می دهد تا کارهای بزرگی را انجام دهید که اگر می خواستید هزینه آن را از منابع خودتان تأمین کنید امکان پذیر نبود. 4- موفقیت های دیگران: چهارمین اهرم، استفاده از موفقیت های دیگران است. با مطالعه موفقیت های سایر مردم و سازمان ها می توانید کیفیت نتایج حاصله از کار خود را بسیار افزایش دهید. 5- شکست های دیگران: پنجمین اهرم، اهرم شکست های دیگران است. بنیامین فرانکلین می گوید: « انسان می تواند قدرت تشخیص خود را بخرد یا آن را قرض بگیرد. اگر آن را بخرد تمام بهای آن را برحسب زمان و هزینه پرداخت می کند. اما با درس گرفتن از شکست های دیگران و بدون صرف وقت و هزینه در واقع این توانایی را قرض می گیرد.» 6- ایده های دیگران: ششمین اهرم، ایده های دیگران است. برای ثروتمند شدن یک ایده خوب کافی است. هرچه بیشتر مطالعه، بحث و آزمایش کنید و بیشتر یاد بگیرید، بیشتر احتمال دارد به ایده ای برخورد کنید که پس از ترکیب با توانایی و منابع مالی تان از شما یک انسان موفق در رشته خودتان به وجود آورد. 7- ارتباط با دیگران: هفتمین اهرم، اهرم ارتباط با دیگران است. هر کسی را که می شناسید . شما افراد زیادی را می شناسید که بسیاری از آنها ممکن است برای شما مفید باشند. چه کسی را می شناسید که بتواند این در را باز کند و شما را به افراد مناسب معرفی کند ؟ چه کسی را می شناسید که شما را در دست یابی سریع تر به هدفهایتان یاری دهد ؟ یک معرفی به فردی کلیدی می تواند روند زندگیتان را کاملاً تغییر دهد . |
|
+ نوشته شده در
جمعه 6 دی1387ساعت 15:2 توسط |
|
|
شخصی که شما رو به این سیستم معرفی کرده و به شما آموزش داده و کلیه افرادی که در ورود شما به این سیستم و آموزش شما نقش داشته اند . در واقع همه افرادی که شما می تونید با اونها مشورت کنید . هر شخص در تصمیم گیری خود باید با مشورت بالاسری مستقیم خود عمل کند . و این یکی از شرطهای موفقیت در نتورک مارکتینگ است . مشورت با افراد دارای تجربه در هرکاری جزء اصولی و اجتناب ناپذیر آن کار برای تضمین موفقیت در آن کار می باشد . فرض کنیم به عنوان عضوی از یک تیم کاری مشغول به فعالیت هستیم و این تیم برای دستیابی به هدف خاصی تشکیل شده است و یک شخص از این تیم بدون مشورت و به تشخیص خود کارهایش را انجام می دهد . به نظر شما می توان انتظار داشت این تیم موفق شود ؟ آیا به این صورت می توان تیم یکنواختی داشت ؟ خوب قطعا موفقیت یک تیم در گرو هماهنگی و مشورت افراد تیم با هم است . چرا باید مشورت کنیم ؟ آیا قبول دارید چند فکر بهتر از یک فکر عمل می کند ؟ آیا برای انتخاب و خرید یک وسیله با دوست یا خانواده مشورت نمی کنید ؟ تا حالا اتفاق افتاده با مشورت کاری را انجام بدید و بعد پشیمان شوید ؟ بدون مشورت چطور ؟!! به نظر من یکی از دلائلی که مشورت می کنیم این است که نیاز داریم درست تصمیم بگیریم .و همیشه باید آماده باشیم که درست تصمیم بگیریم و برای اینکه درست تصمیم بگیریم نیاز داریم به اینکه قبلا تصمیم درست گرفته باشیم . و یاد گرفته باشیم که چطور درست تصمیم بگیریم. به صورت ساده تر کسی می تواند مشاور خوبی باشد که قبلا مشورت کردن را یاد گرفته باشد. نکته ای که وجود دارد این است که در کار ما یک شخص به تنهایی نمی تواند کاری پیش ببرد . و برای موفقیت در این کار ما نیاز داریم که به دیگران کمک کنیم و از اونها کمک بخواهیم .نظر شما چیه ؟ لیدر ما کسی است که نقشه راه را به ما نشان داده (راهی که ما را به اهدافمون می رساند) و این بستگی به ما دارد که در این راه چقدر از این شخص راهنمایی بگیریم . هر شخص خود تعین می کند که با چه سرعتی در این راه حرکت کند و به چه ابزارهایی مجهز شود و...ولی چیزی که در این کار تاکید می شود این است که از تجربیات دیگران استفاده شود . (پا جای پای لیدر و راهنمای خود می گذاریم). لیدرما رئیس ما نیست و انتظاری از ما ندارد .او راهنمایی است که دوست دارد آموخته هایش را در اختیار ما قرار دهد . چرا که در این کار همه افراد یک سازمان برای هدفی مشترک در تلاش هستند و منافع افراد به هم وابسته است . و این یکی از خصوصیات برجسته این کار است که به ما می آموزد "برنده/برنده" بیاندیشیم . باید بود و آموخت و دید و به دیگران هم منتقل کرد و اینها هستند که سازمانها را می سازند. در مورد لیدر نکته ای که وجود دارد این است که تنها کاری که یک شخص بالاسری در این کار دارد این است که بیاموزد و آموزش دهد . و در همه حال آماده خدمت به دایرکتهای مستقیم خود باشد . به نظر من یک لیدر کارمند دایرکتهایش است و وظیفه دارد در چارچوب تعریف شده هر خدمتی که لازم است در قبال دایرکتهایش انجام دهد . پس لیدری باشیم که به وظایف خود آشنا است و دایرکتی باشیم که در چارچوب مشخص شده از بالاسری انتظار داشته باشیم . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 2 دی1387ساعت 1:0 توسط |
|
|
شب يلدا، درازترين شب سال و يكي از بزرگترين جشن هاي ايرانيان است. ايرانيان همواره شيفته شادي و جشن بوده اند و اين جشن ها را با روشنايي و نور مي آراستند. آنها خورشيد را نماد نيكي مي دانستند و در جشن هايشان آن را ستايش مي كردند. در درازترين و تيره ترين شب سال، ستايش خورشيد نماد ديگري مي یابد. مردمان سرزمين ايران با بيدار ماندن، طلوع خورشيد و سپيده دم را انتظار مي كشند تا خود شاهد دميدن خورشيد باشند و آن را ستايش كنند. خوردن خوراكي ها و مراسم ديگر در اين شب بهانه اي است براي بيدار ماندن. ریشه کلمه یلدا متعلق به زبان سریانی است و به معنای تولد یا میلاد است. در برخی منابع آمده است که پس از مسیحی شدن رومیان، سیصد سال پس از تولد عیسی مسیح، کلیسا جشن تولد مهر را به عنوان زاد روز عیسی پذیرفت، زیرا زمان دقیق تولد وی معلوم نبود. در واقع یلدا یک جشن آریایی است و پیروان میترائیسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار می کرده اند. وقتی میترائیسم از تمدن ایران باستان به سایر جهان منتقل شد در روم و بسیاری از کشورهای اروپایی روز 21 دسامبر به عنوان تولد میترا جشن گرفته می شد ولی پس از قرن چهارم میلادی در پی اشتباه محاسباتی، این روز به 25 دسامبر انتقال یافت و از سوی مسیحیان به عنوان روز کریسمس جشن گرفته شد. از این روست که تا امروز بابا نوئل با لباس و کلاه موبدان ظاهر می شود و درخت سرو و ستاره بالای آن هم یادگاری از کیش مهر است. در ايران و سرزمينهاي هم فرهنگ مجاور، از شب آغاز زمستان با نام «شب چله» يا «شب يلدا» نام ميبرند كه همزمان با شب انقلاب زمستاني است. به دليل دقت گاهشماري ايراني و انطباق كامل آن با تقويم طبيعي، همواره و در همه سالها، انقلاب زمستاني برابر با شامگاه سيام آذرماه و بامداد يكم ديماه است. هر چند امروزه برخي به اشتباه بر اين گمانند كه مراسم شب چله براي رفع نحوست بلندترين شب سال برگزار ميشود؛ اما ميدانيم كه در باورهاي كهن ايراني هيچ روز و شبي، نحس و بد يوم شناخته نميشده است. جشن شب چله، همچون بسياري از آيينهاي ايراني، ريشه در رويدادي كيهاني دارد. خورشيد در حركت سالانه خود، در آخر پاييز به پايينترين نقطه افق جنوب شرقي ميرسد كه موجب كوتاه شدن طول روز و افزايش زمان تاريكي شب ميشود. اما از آغاز زمستان يا انقلاب زمستاني، خورشيد دگرباره بسوي شمال شرقي باز ميگردد كه نتيجه آن افزايش روشنايي روز و كاهش شب است. به عبارت ديگر، در ششماهه آغاز تابستان تا آغاز زمستان، در هر شبانروز خورشيد اندكي پايينتر از محل پيشين خود در افق طلوع ميكند تا در نهايت در آغاز زمستان به پايينترين حد جنوبي خود با فاصله 5/23 درجه از شرق يا نقطه اعتدالين برسد. از اين روز به بعد، مسير جابجاييهاي طلوع خورشيد معكوس شده و مجدداً بسوي بالا و نقطه انقلاب تابستاني باز مي گردد. آغاز بازگرديدن خورشيد بسوي شمالشرقي و افزايش طول روز، در انديشه و باورهاي مردم باستان به عنوان زمان زايش يا تولد ديگرباره خورشيد دانسته ميشد و آنرا گرامي و فرخنده ميداشتند. در گذشته، آيينهايي در اين هنگام برگزار مي شده است كه يكي از آنها جشني شبانه و بيداري تا بامداد و تماشاي طلوع خورشيد تازه متولد شده، بوده است. جشني كه از لازمههاي آن، حضور كهنسالان و بزرگان خانواده، به نماد كهنسالي خورشيد در پايان پاييز بوده است، و همچنين خوراكيهاي فراوان براي بيداري درازمدت كه همچون انار و هندوانه و سنجد، به رنگ سرخ خورشيد باشند. تنوع برگزاری یلدا یکی از آیین های شب یلدا در ایران، تفال با دیوان حافظ است. مردم دیوان اشعار لسان الغیب را با نیت بهروزی و شادکامی می گشایند و فال دل خویش را از او طلب می کنند. در برخی دیگر از نقاط ایران نیز شاهنامه خوانی رواج دارد. نقل خاطرات و قصه گویی پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها نیز یکی از مواردی است که یلدا را برای خانواده ایرانی دلپذیرتر می کند. اما همه این ها ترفندهایی است تا خانواده ها گرد یکدیگر جمع شوند و بلندترین شب سال را با شادی و صفا سحر کنند. در سراسر ایران زمین، جایی را نمی یابید که خوردن هندوانه در شب یلدا جزو آداب و رسوم آن نباشد. در نقاط مختلف ایران، انواع تنقلات و خوراکی ها به تبع محیط و سبک زندگی مردم منطقه مصرف می شود اما هندوانه میوه ای است که هیچ گاه از قلم نمی افتد، زیرا عده زیادی اعتقاد دارند که اگر مقداری هندوانه در شب چله بخورند در سراسر چله بزرگ و کوچک یعنی زمستانی که در پیش دارند سرما و بیماری بر آنها غلبه نخواهد کرد. يكي از دلايل گرفتن جشن دراين شب زاده شدن ايزدمهر است. مهر به معناي خورشيد و يكي از بغان ايراني و هندي است و تاريخ پرستش به سال ها پيش از زرتشت مي رسد. پس از ظهور زرتشت، اين پيامبر ايراني خداي بزرگ را اهوارمزدا معرفي كرد. ايزدان و بغان را به دو دسته اهورايي و ديواني تقسيم كرد. در باور زرشتي، بغان تيره اهورايي ستوده و تيره ديواني نكوهيده شود. يكي از ايزدان اهواريي مهر ايراني و هني بود. مهر ايزدي نيك است و قسمتي از اوستا به نام او، نام گذاري شده است. در مهريشت اوستا آمده است: «مهر از آسمان با هزاران چشم بر ايراني مي نگرد تا دروغي نگويد». ايزد مهر در يكي از شهرهاي خاوري ايران از دوشيزه اي به نام ناهيد زاده شد. پس از مدت اندكي كشور به كيش مهرپرستي گرويد. مهرپرستي از مرزهاي ايران فراتر و به رم رفت. پادشاهان رم به آن گرويدند و دين رسمي رم شد. «يوليانوس» يا «ژوليان» يكي از پادشاهان رومي گروه گروه مردم ترسا را به دين مهر مي كشاند و دعوت مي كرد. هنوز هم نيايش هاي اين شاه رومي با مهر برجاست. «اي پدر در آسمان نيايش مرا بشنو» «يوليانوس» در اين نيايش خدا را پدر مي نامد. اين اسمي بود كه ترسايان به تقليد از مهرپرستان بر خداي خود گذاشتند. روميان سال هاي بسيار تولد مهر و شب چله را جشن مي گرفتند و آن را آغاز سال مي دانستند. حتي پس از گسترش دين مسيحيت، باز كشيشان نتوانستند از گرفتن اين جشن ها جلوگيري كنند و به ناچار مجبور شدند به دروغ اين شب را زادروز تولد عيسي معرفي كنند تا روز 25 دسامبر را به بهانه تولد عيسي جشن بگيرند نه تولد ايزدمهر، هنگامي كه به آيين و مراسم مسيحيان در كريسمس نگاه مي كنيم بسياري از نشانه هاي ايراني اين مراسم را در مي يابيم. ايرانيان قديم در شب چله درخت سروي را با دو رشته نوار نقره اي و طلايي مي آراستند. بعدها مسيحيان درخت كاج را به تقليد از مهرپرستان و ايرانيان تزيين كردند. مهر از دوشيزه با كره اي به نام آناهيتا در درون غاري زاده شد كه بعدها مسيحيان عيسي را جايگزين مهر و مريم را جايگزين آناهيتا قرار دادند. يكي ديگر از وام گيري هاي مسيحيان از مهرپرستان، روز مقدس مسيحي يعني يكشنبه است. Sunday به معني روز خورشيد يا مهر است كه روز مقدس مهرپرستان بود. ارنست رنان درباره آيين مهرپرستي گفته است: «اگر عيسويت به هنگام گسترش خود بر اثر بيماري مرگباري باز مي ايستاد، سراسر جهان به آيين مهر مي گرويد». |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1 دی1387ساعت 1:11 توسط |
|
|
نويسنده و فيلسوف مشهور،آلبرت كمس ، نامهايي را براي قرون گذشته مطرح كرد. او قرن 17 را قرن رياضي، قرن 18 را قرن فيزيك و قرن 19 را قرن زيست شناسي ناميد. پس از آن او به يكباره سياست خود را تغيير داد و قرن 20 را قرن ترس ناميد. همراه با اين جملات جسورانه، شاعر و فيلسوف وي اچ آدن به روي كار آمد و قرن 20 را "عصر اضطراب" ناميد. اخيراً خانم آن لندر ترس ما را آشكار كرد وقتي به يكباره از ما پرسيد، "جدا از صدها هزار نامه اي كه شما در طول ماه دريافت ميكنيد مشكل عمده اي كه مردم در زندگي شان با آن دست و پنجه نرم ميكنند چيست؟" "آن ترس است!"، او بدون هيچ گونه مكثي پاسخ داد. مردم تحت بندگي ترس زندگي ميكنند. آنها برای از دست دادن ثروتهايشان و از اينكه به يكباره عشقشان و شخصيت وجودشان را از دست بدهند ترس دارند. آنها از اينكه بزرگ شده و مسئوليت پذير شوند ميترسند و از زندگي در تنهايي وحشت دارند. شما چطور؟ ترس چيست، پنهان است يا آشكار، آيا بر روي رفتار شما تاثير ميگذارد و شما را از زندگي در روياهايتان باز ميدارد؟ من تا به حال انساني را نديده ام كه با برخي از درجات مختلف ترس برخورد نكرده باشد. در تمام مصاحبههايي كه انجام داده ام و در كتابم آورده ام در مورد غلبه بر ترس مواردی موجود است. هر شخصي داستاني در مورد اينكه چگونه با ترس رو به رو شده است و بر آن غلبه كرده، دارد. اما متوجه شدم که چطور ممکن است مشابه به هم وجود داشته باشد، نامهايشان تغيير كرده، شرايطشان فرق كرده، اما ترس مشابه است و كاملاً واقعي. من آمدم تا اين حقيقت اساسي را بفهمم. تفاوت بين موفقيتهاي كوچك و موفقيتهاي بزرگ حرکت سریع شما براي روبرو شدن با ترسهايتان ميباشد. زماني كه وحشت زده ميشويد، كنترل خود را از دست ميدهيد. در واقع، ترس هيچگاه براي غلبه بر سرنوشت شما يا كنترل رفتار شما در نظر گرفته نمي شود. ترس جزئي از وجود انسان است. در زندگي هر انساني، در داستان های موفق و در قسمتي از دوران رشد شما وجود دارد. ترس از ما جداشدني نيست. آن ترس نيست كه مانع از رسيدن شما به موفقيت است آن ناتواني شما در پرداختن به آن است. در اولين قدم كه با ترس روبه رو ميشويد اعتقادتان را درباره آن تغيير دهيد. آنچه را كه در ارتباط با ترس پيش روي شماست عكسالعمل خود را در برابر آن تغيير دهيد. ترس ميتواند سلامتي باشد. در مورد آن فكركنيد. ترس به شما آدرنالين قدرتمندي ميدهد كه به سرعت حركت كنيد بنابراين شما اين توانايي را خواهيد داشت تا از موقعيتي كه حقيقتاً ناامن است بگريزيد يا آدرنالين مشابهي كه به سرعت به پيروزي دست يابيد. بله ترس يك موهبت است كه به شما داده ميشود تا در امنيت باشيد و شما را به سمت ايمان سوق ميدهد. خب چه چيزي اتفاق افتاده؟ چرا انسانها اجازه ميدهند كه اين موهبت به طور ناخوشايندي فعالیتهای آنها، عقايدشان را و در نهايت زندگي شان را در كنترل خود در آورد. بسیار خب، آن را به ميزان زيادي با ايجاد تفاوتهاي جداگانه اي بين غريزه و نيروي عقل انجام ميدهند. بچهها به طور غريزي در برابر ترس واكنش نشان ميدهند. پس يك رفتار قابل قبول براي شماست. اما علاوه بر اين شما عادات رفتاري خودتان را كه امروز موجب شده كه شما در برابر ترس به جاي عمل، عكسالعمل نشان دهيد افزايش دادهايد. شما به طور غريزي در برابر ترس با دوري از آن، ناديده گرفتن آن، كاهش فعاليت و يا صرفنظر كردن از روياهايي كه خواستار آن هستيد، عكسالعمل نشان ميدهيد. اين عادات رفتاري براي شما برنامه ريزي شده است. به منظور جلوگيري از اين رفتارهاي منفي شما نياز داريد كه از عقل خود استفاده كرده و با ترسهايتان برخورد كنيد. ترس در وجود هر انساني ميباشد. اگر ياد بگيريد كه با ترسهايتان دوستي كنيد موفق خواهيد بود. افراد نبايد در برابر ترسهايشان عكسالعمل نشان دهند. آنها همگام با ترسهايشان حركت ميكنند.
شما ممكن است بگوييد: «مطمئناً ليزا براي آنها آسان است. اما موقعيت من فرق ميكند! آن امكان دارد.» اما يه چیز را به خاطر بسپار هر انساني سلاح مشابهي دارد كه به او كمك ميكند كه در برابر ترس واكنش نشان دهد. هر شخصي از موهبت ايمان برخوردار است. روشي كه با ترس می توانم دوستي ميكنم به طور طبيعي در برابر ايمان قرار دارد. ايمان شما قوي تر از ترسهايتان است؟ در جایي كه ايمان حكومت كند، ترس از بين ميرود. ايمان مانند مولتي ويتامين در داروسازي است. آن ايمان است كه اميد، شجاعت، جسارات و یقین را تقويت ميكند. همه اينها عواملي هستند كه شما براي غلبه بر ترس به آنها نياز داريد. در تيتر اخير روزنامههاي آمريكا خوانديم كه «ايمان مهم تر از غذا است.» این مطلب در نتيجه يك گزارش پزشكي جالبي بود كه در مورد ارتباط بين استرس و زخم معده تحقيق كرده بود. در اين گزارش ذكر شده بود كه زخم معده در نتيجه اضطراب، نگراني و دلواپسی به وجود ميآيد. آنها در مورد اينكه كه چگونه ايمان درمان پر قدرتي براي صبر در برابر درد بيماري زخم معده دارد، بحث و تحقيق كردند. حتي جامعه پزشكي نيز قدرت ايمان را تشخيص دادند. براساس نوشتههاي بيماران در مورد معده در، ايمان مهم تر از غذا است. اما اين واقعيت به خوبي در مورد افراد سالم به كار برده ميشود. این مسئله در مورد خانوادههايي كه همه آنچه را كه در توان دارند براي افزايش سلامتي و شادابي بچههايشان انجام ميدهد، در مورد همسراني كه براي پايداري زندگي، عشقشان و ماجرا جوئي به سختي تلاش ميكنند، صدق ميكند. ايمان در كارهاي حرفه اي براي پايه ريزي تجارت نیز به كار برده ميشود. اهداف بزرگتر نياز به ايمان قوي تر دارد. اما واقعاً ايمان چيست؟ تعريفي كه بستر از ايمان دارد، اعتقاد، حقيقت يا باور است. بر طبق تعريف پال آبستيل ايمان اطمينان به چيزي است كه به آن اميدواريم و باور چيزي كه ديده نمي شود. آيا شما اطمينان به چيزي كه به آن اميد يا به شدت آن را باور كنيد، داريد. شما همه آنچه را كه براي ساختن زندگي تان لازم است نياز داريد؟ پرورش ايمان و دوام زندگي شما مثل آن چيزي است كه قبلاً آن را كسب كردهايد. رفتن براي مصاحبه كاري درست مثل اين است كه قبلاً شغلي داشتهايد. (ask that girl out on a date likeshe's already said yes) سئوال کردن براي فروش درست داشتن مثل اين است كه شما قبلاً آن کار درست انجام داده اید. آلبرت كموس، آدن و آن لندر که ترس وجود دارد ثابت کرده اند.
اما شما ميتوانيد بر ترس خود غلبه كرده و آن قدرت را به طور غريزي به وسيله كسب معرفت و ايمان به دست ميآوريد. شما اطمينان داريد به چيزي كه به آن اميد داريد و چيزي را باور داريد كه ديده نمي شود. شما جسارت و شجاعت را ايجاد خواهيد كرد و زندگي در روياهايتان را آغاز ميكنيد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 27 آذر1387ساعت 1:7 توسط |
|
|
خود باوری اولین چیزی است که باید اتفاق بیافتد . آیا خوتان را باور دارید؟ اگر یک روز از شما خواسته بشه سکاندار یک کشتی بزرگ باشید آیا تا این حد خودتون رو باور دارید که این کار رو انجام بدید؟ آیا تا این حد به خودتون ایمان دارید که کشتی رو غرق نکنید ؟
مطمئن باشید اگر خودتون رو باور داشته باشید هیچ غیر ممکنی وجود نخواهد داشت . ولی اگر باور نداشته باشید هیچ ممکنی نمی توانیم داشته باشیم . این رو با تمام وجود قبول کنید . به گذشته فکر کنید . به زمانی فکر کنید که کاری رو غیر ممکن می دانستید . ولی الان همون کار به نظر خود شما غیر ممکن است که غیر ممکن بوده باشد . ولی خوب به عقب که بر گردیم می بینیم که همون غیر ممکن است که ممکن شده . شاید صدها اتفاق به این شکل برای هر کدام از ما افتاده باشد . باور کنید که شما موفق می شید . باور کنید که شکست وجود ندارد . باور کنید که شکست واقعی وقتی است که هیچ کاری نکنیم (یخ کنیم) . تا حالا یخ کردید ؟ بدترین و کشنده ترین حالتی که انسان را به مرحله نابودی می کشاند . همون لحظه ای است که هیچ کاری انجام نمی دیم . مواظب باشیم که در این دام نیفتیم . هر لحظه می تواند اتفاقی بیافتد که آینده را دگرگون کند . قدر لحظات را باید بدانیم . مخصوصا لحظاتی که با خودمون هستیم . لحظاتی که داریم خودمون رو باور می کنیم . یادمان باشد اگه خودمون و توانایهای خودومون رو باور نکنیم . حتی کوچکترین کارها رو هم نمی تونیم انجام بدیم . این نیز نیاز دارد که شما باور کنید . باورهای غلط می تواند زندگی یک انسان را تلف کند . برای اینکه بتونیم هر چیز دیگری را باور کنیم ، اولین کار این است که خود را باور کنیم . خودباوری نیرویی دارد که هیچ مانعی نمی تواند جلوش را بگیرد . به لحظاتی فکر کنیم که موفق شدیم . حتما در گذشته طعم موفقیت را چشیده اید ! چه احساسی داشتید؟ چطور فکر می کردید؟ دنیا رو چطور می دیدید ؟ آیا احساس نمی کردید هر کاری رو بکنید موفق می شید ؟ آیا دوست ندارید زندگی شما پر از این لحظات باشد ؟ آیا ارزش دارد که پیچیده ترین مسائل را برای دستیابی به اون لحظات حل کنیم ؟ اگر ارزش دارد پس بیدار شید و شروع کنید به حل مسائل پیچیده . البته با ساده ترین راه حلها . نباید بزاریم کوچکترین زمانی تلف بشه . نباید منتظر باشیم شرایط فراهم بشه . چون اگه منتظر شرایط بمانیم هیچوقت شرایط خود بخود فراهم نخواهد شد . این باورهای ماست که شرایط را فراهم می کند خودمونیم ! در یک هفته اخیر چه کارهای سازنده ای انجام دادیم ؟ باید با خودمون صادق باشیم . امروز چه کاری است که اگه انجامش ندم فردا حتما ضررش رو می بینم ؟! خیلی ساده است . اگه نخوام امروز این کارو انجام بدم فردا چه اتفاقی می افته ؟ اگه انجامش بدم چی ؟ هر چی بکاریم همون رو درو می کنیم . این ساده ترین قانون طبیعت است . اگه هیچ چیز نکاشتیم مطمئنا هیچ چیز درو نخواهیم کرد . آیا درست است! که یک کشاورز با این باور که امسال ممکن است خشکسالی پیش بیاد، یا ممکن است محصولش را آفت بزند ، هیچ محصولی نکارد ؟ آیا با این باور چیزی به اسم کشاورزی می تواند وجود داشته باشد ؟! اگر یکسال خشکسالی پیش بیاد ، یا محصول کشاورز رو آفت بزنه ، آیا کشاورز کار کشاورزی رو برای همیشه تعطیل می کند ؟! ممکنه از هر صد کشاورز یک نفر این کار رو بکنه . ولی نودونه نفر از اونها کارشون رو ادامه می دند ، با این تفاوت که یکبار خشکسالی و آفت زدگی رو تجربه کرده اند . قدر خودمون ، موقعیتمون و کارمون رو بدونیم . این کاری نیست که بدون تلاش نتیجه بده . فکر نکنید چون وارد شدید دیگه همه چیز تمومه . نه ! باید با این کار درگیر بشید . باید بشینید کشف کنید چرا این کارو انجام می دید . باید برای این کارتون دلیل منطقی و قانع کننده ای داشته باشید . در این کار شکست می خورید اگر دلیل منطقی نداشته باشید. این کار رو رها می کنید اگه دلیل قانع کننده نداشته باشید . اگر دلایل شما برای انجام این تجارت منطقی و قانع کننده باشند ، شما حواستون رو جمع می کنید که حتما این کار رو درست انجام بدید . اگه دلایل محکمی داشته باشید ، هیچ کس و هیچ چیز نمی تونه شما رو نگه داره . اگه دلایل قوی داشته باشید، حتما موانع رو رد می کنید . این چیزایی که گفتم رو زیاد شنیدید . ولی ارزش داره یک بار دیگه هم در موردشون فکر کنید. اشتیاق سوزان شما چیه ؟ فرض کنید امروز آخرین روز زندگی شماست . نیاز دارید چه کاری رو انجام بدید ؟ اگه اون کار رو انجام ندید، بمیرید ، آیا وجدانتون درد نمی گیره؟ دوست دارید بعد از مرگ شما چی در موردتون بگند؟ اگه اینها براتون مهم هستند ، حتما اونها رو مشخص کنید . اگه مهم نیستند به نظر من وقتتون رو بیهوده هدر ندید . این کار کاریه که می طلبه اشتیاقات سوزانتون براتون مهم باشند . اگه اشتیاقات سوزان داشته باشید ، غیر ممکنه که کار امروز را به فردا بیندازید. غیر ممکنه که کوتاه بیایید . غیر ممکنه که مانعی بتونه راه شما رو سد کنه . تا حالا احساس نیاز اورژانسی بهتون دست داده؟چکار کردید؟ فرض کنید شما صاحب شرکتی هستید که تا آخر این ماه اگه نتونید قصد بانک رو بپردازید ، شرکت شما رو به مزایده خواهند گذاشت . چه کار حاضرید بکنید که این اتفاق نیافته؟! من مطمئنم، هیچ کار، اگه شرکتمون برامون مهم نباشه. و مطمئنم، هر کاری که لازم باشه انجام میدیم که این اتفاق نیافته. دائم باید خودمون رو در این وضعیت بدونیم . احساس کنیم که کار امروز ما حکم این رو دارد که اگه انجامش ندیم آخر ماه ورشکست خواهیم شد . این باور در نت ورک مارکتینگ و همه تجارتها کار برد دارد. پس تاکید میکنم که رعایت موارد زیر برای یک نتورکر حتما ضروری و لازم است. 1- خود باوری 2- دلایل انجام این کار 3- اشتیاقات سوزان 4- احساس نیاز اورژانسی مواردی هستند که برای موفقیت در نت ورک مارکتینگ باید وجود داشته باشند. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 22 آذر1387ساعت 0:36 توسط |
|
|
عيد سعيد قربان بر تمام هم ميهنان عزيز به خصوص
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 19 آذر1387ساعت 15:43 توسط |
|
|
ما اینجا هستیم تادر مورد پایه و اساس موفقیتتون در نتورک مارکتینگ صحبت کنیم. نتورک مارکتینگ باور نکردنی ترین داستانهای موفقیت رو در جهان خلق کرده.از آسیا تا امریکا شما داستانهای زیادی خواهید شنید در مورد افرادی که شروعی ساده داشتند تا به سمتی رفتند که درآمد ماهیانه آنها از درآمدی که افراد در طول یک سال میتونن داشته باشن بیشتر میشه. اما مانند هر تلاش و کوششی مهم اینه که درست شروع بکنید و این چیزیه که ما در این سری مطالب در مورد اون توضیح میدیم(پایه های موفقیت). اکثرافراد می خوان که موفق باشن اما اول ببینیم موفقیت چیه؟ شاید این مهم باشه که ما یه نگاهی بندازیم و ببینیم که آیا تصویر درستی از موفقیت داریم؟ گفته شده افراد در این دنیا به دو دسته تقسیم بندی می شن. دسته اول افراد do-have-be هستند. این دسته از افراد با موفقیت این طوری برخورد می کنند: اگر من این کار رو بکنم (do) من اون رو دارم (have) و اکر من اون رو داشته باشم , من در نهایت موفق خواهم بود (be). بنا براین این دسته از افراد افرادی هستند که سخت تحصیل می کنند , مطمئن میشن از اینکه به دانشگاه درستی دارن میرن و شغل درستی انتخاب می کنند.اما در عوض اونا وارد یک زندگی پر مشقت شده اند. اونا از هر کس دیگه ای سختتر و بیشتر کارمی کنند , سعی می کنند که به بالاترین موقعیتها ادتقاء پیدا کنند که در نهایت بتونن به خودشون بگن که موفق شدند. متاسفانه اکثر افراد هیچ وقت به این نقطه (نقطه موفقیت) نمی رسند!! بنابراین چه جوری اونها می تونن امیدوار باشن که موفق می شن!؟ دسته دوم افراد افراد be-do-have هستند. این افراد که در اقلیت هستند افرادی هستند که می گن: اگرمن اینگونه بشوم (be), من میتونم کارهای مهمی که مربوط به اون شخصیت انجام بدم (do) و هنگامی که تو اون موقعیت هستم می تونم صاحب این چیزا باشم(have). این دسته از افراد افرادی هستند که نگاه کاملا متفاوتی به موفقیت.این افراد درک میکنند که خوشبختی و رفاه مالی هیچ وقت نمی تونه همه چیز باشه بلکه در واقع خوشبختی و رفاه یک محصول جانبیه برای کسی که خودش رو اونطوریکه باید باشه تصور میکنه. موفقیت اون فرد از بودنش ریشه می گیره نه از انجام دادنش و نه از داشتنش. در ادامه تصویر دومی که از افراد موفق(دسته دوم )گفته شد ما میتونیم ببینیم که موفقییت واقعی , با عوض شدن شما و تعریف شما از موفقیت شروع میشه. شما میتونین متوجه بشین که به محض اینکه شما تمرکزتون رو از داشتن به بودن تغیر میدهید , تلاشهای شما برای خوانواده تان , تجارتتون و مسائل مالیتون نتایج بهتری به دنبال خواهد داشت. <<< تمام اینها شروع و اتمامش با شماست >>> یکی از بزرگترین رقابتهای که ما باهاش مواجه می شویم در خواستن برای بهترینها, وسوسه زندگی کردن برای خودمون است. ما یاد گرفتیم که از خودمون مواظبت کنیم به خاطر اینکه کس دیگه ای این کار رو نخواهد کرد.بنابر این اون سوالی که ما همیشه می پرسیم اینه: چی به من میرسه؟ اگر من کمک کنم در عوض چی به من میرسه؟ اگر شما می خواهید خوشبختی و ترقی روز افزون و وفور و فراوانی واقعی رو تجربه کنید, شما باید یاد بگیرید که همیشه دست بده داشته باشید نه دست بگیر. دیدگاه ما(خودت رو بالا ببر برای کمک کردن به دیگران) یعنی: یاد بگیر که خودت رو فراموش کنی (خودت رو کنار بگذاری) وتفاوت ایجاد کنی , پس موفقیت واقعی است. خودت رو بالا ببر با تبدیل شدن به همه اون چیزی که می تونی باشی نه مثل یک آدم پیش پا افتاده ویک جا نشین.شما این کار رو می کنی تا به بشریت کمک کنی. شما می خواهید زندگی مردم رو به سمت بهتر شدن تغییر بدهید با سرمایه گذاری کردن زمانتون و منابعتون, که اونها رو بالا ببری یا کمک کنی که بالا برن.این الهام بخشیدن به اونهاست به وسیله نشون دادن راه به اونها. شما حالا داریدبه یه تصویر درست و واضح تر از موفقیت می رسید. اگر شمااین تصویر و نوع نگاه رو قبول بکنید , امروز می تونه یکی از مهم ترین تلاشهای زندگیتون باشه. برای این, این حرف رو میزنم , چون هر روزبه ما یک فرصت میده برای تغییر کردن. به وسیله این تغییر شما به خودتون این قابلیت رو میدید که زندگیتون رو متحول کنید و صعود کنید به سمت قله های جدید موفقیت. بنابر این امروز یک روز جدید است.فراموش کن تصاویر کهنه موفقیت رو توی ذهنت, شکستهاتو پشت سر بگذار چون که بهترینها دارن میان. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 15 آذر1387ساعت 12:30 توسط |
|
|
فردا پنچ شنبه جلسه اي با حضور جناب آقاي گرشاسبي رياست محترم ارمغان خليج فارس و آقاي خسروي عزيز ليدر محبوب اين شركت و آقاي طاهري يكي از مديران تيم مثلث قدرت شمال در دفتر يوسف آباد تهران انجام خواهد شد . به اميد خدا جلسه سازنده اي خواهد بود و تيم مثلث قدرت شمال هر روز قدرتمندتر از روز قبل به كار خود ادامه خواهد داد . به اميد فرداهايي بهتر |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 13 آذر1387ساعت 21:59 توسط |
|
|
پیرامید در لغت به معنای هرم میباشد. تفاوتی که در طرحهای هرمی و بازاریابی شبکه ای وجود دارد اینست که در پیرامید آنچه فروخته میشود توهم وخیال است و نه فروش کالا. به طور کلی نمیتوان گفت که چه طرحی از یک کمپانی پیرامید است یا نتورک مارکتینگ . نتورک مارکتینگ دارای اصول و قواعد خاصی است که اگر این اصول رعایت نشوند می تواند یک کمپانی را به یک کمپانی غیر قانونی تبدیل کند. برخی از این اصول از این قرار است: هیچ کمپانی نمی تواند مشتریهای خود را ایجاب کند تا آنها به افراد بگویند اگر شما از این کمپانی خرید کنید سریعا پولدار یا ثروتمند می شوید ( جو گیر کردن ) طرحهایی که کالا یا خد ماتی در آنها ارائه نمی شود بدون شک پیرامید هستند. کمپانی هایی که کالا های خود را با قیمتی بیش از قیمت معمول بازار می فروشند و کالاهایشان در رقابت بازار قیمت گذاری نمی شوند پیرامید هستند. چنانچه با طرحی از یک کمپانی بازاریابی شبکه ای روبرو شدید که کالاهای آن در بازار بدون استفاده از این روش قابلیت فروش نداشته باشند آن را پیرامید تلقی کنید. هنگامی که با پیشنهاد کار در یک شرکت برای بازار یابی شبکه مواجه شدید، این سوالات را از خود بپرسید: کمپانی چه گذشته ای داشته است؟ چه کالاهایی را می فروشد؟ آیا کالاهای آن شرکت در بازار فروش دارد؟ آیا کمپانی مدرکی برای اثبات ادعاهای خود در باره ی محصولاتش دارد؟ ایا کالا با توجه به رقابتی که در بازار وجود دارد قیمت گذاری شده است؟ چه قدر باید سرمایه گذاری کنید تا عضو این کمپانی شوید؟ پس ما که در این بیزینس نوپا هستیم باید اطلاعات بیشتری از نتورک مارکتینگ و تجارت الکترونیک و جایگاه و رشد آن در جهان داشته باشیم و بایستی من و شما و تمام کسانی که رو به این حرفه می آورند به فرهنگ سازی در این رابطه بپردازیم و در پیشرفت فرهنگ سازی این صنعت بزرگ تلاش کنیم. وخیلی جالب است که کشوری مثل ایران که بنا به دلایلی هنوز نتوانسته است عضوی از سازمان تجارت جهانی (WTO) شود به خود اجازه داده است که در مورد نتورک مارکتینگ (به دلیل عدم آگاهی و بعضا" منافع شخصی) اظهار نظر کند. يک کسي اين کار را به انجام مي رساند ! چهار نفر بودند که اسمشان اين ها بود : _ همه کس ، _ يک کسي ، _ هر کسي ، _ هيچ کس . کار مهمي در پيش داشتند و همه مطمئن بودند که يک کسي اين کار را به انجام مي رساند . هر کسي مي توانست اين کار را بکند ، اما هيچ کس اين کار را نکرد . يک کسي عصباني شد ، چرا که اين کار ، کار همه کس بود ، اما هيچ کس متوجه نبود که همه کس اين کار را نخواهد کرد. سرانجام داستان اين طوري تمام شد که هر کسي يک کسي را سرزنش کرد که چرا هيچ کس کاري را نکرد که همه کس مي توانست انجام بدهد . خوب حالا شما کدومشون هستين؟ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 10 آذر1387ساعت 22:13 توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 |

| پیوندها |
|
سايت رسمي كمپاني آگهي تاسيس شركت ارمغان خليج فارس وبلاگ ارمغان برای همه وبلاگ اوج قدرت تیم احضار شدگان |
|
RSS
|